|
هرجا کرد است آنجا ایران است
|

روزنامه اعتماد ملي: ايران امروز گستره اي است از سرزميني به مراتب پهناورتر كه در طول تاريخ تحولات سياسي و نظامي بنام ايران به جا مانده است. ايراني كه امروز ما ميراث دار آن هستيم در گذشته اي نه چندان دور از مناطقي تشكيل شده بود كه در آن حيات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و مهمتر از همه فرهنگي با هويتي بنام ايران در جريان بود. اين گستره را امروز مي توان در هر چهار جهت اصلي سرزمين ايران جست؛ از آسياي مركزي گرفته تا قفقاز و آسياي صغير، عراق، افغانستان و مناطقي از كشور امروزين پاكستان.
هرجا كرد است آنجا ايران است
دکتر سهراب اعظم زنگنه
12
اسفند ماه سالروز درگذشت بزرگ مرد ایران
پرست، شادروان ملا مصطفی بارزانی، رهبر قیام کردهای آن سوی مرزهای پوشالی
بود. بارزانی در تمام زندگانی سراسر مبارزه ی خود برای تحقق حقوق انسانی
کردهای اسیر در مرزهای کشور دست ساخته ی عراق و تقویت و پایداری پیوند آن
ها با سرزمین مادر، یعنی ایران بزرگ، کوشید و برای مردمان کرد و همه ی
ایرانی ها خاطرات ارجمندی از دلاوری ها و پایمردی های خود به یادگار
گذاشت، سخن تاریخی او که: « هر کجا کرد است آنجا ایران است » همه
ی پرده های افسون دشمنان تاریخی ملت بزرگ ایران و قوم ایران جو و ایران
خواه کرد را درید و هم او بود که در حاجی عمران مقر مبارزاتی دلاوران کرد
به هنگام دیدار با گروه اعزامی حزب پان ایرانیست به رهبری شادروان شهید
سرور دکتر محمدرضا عاملی تهرانی (آژیر) گفت که: « اگر می خواهید فارسی را به درستی یاد بگیرید به کردستان بیائید. »
پیام های مبادله شده میان روانشاد بارزانی و رهبری حزب پان ایرانیست « سرور محسن پزشکپور » همگی حاکی از یگانگی خواهی، ایران خواهی و اعتقاد به عظمت و بزرگی ملت یگانه ی ایران و نقش انسانی و رهایی بخش شاهنشاهی ایران زمین در پهنه ی مبارزات آزادی بخش و انسان محور بر بستر فرهنگ انسانی ملت بزرگ ایران بود. شادروان بارزانی بزرگ در آخرین روزهای زندگانی پر بار و سراسر مبارزه خود به هنگامی که در عظیمیه ی کرج ساکن شده بودند، طی دیداری با سرور محسن پزشکپور رهبر و بنیادگذار حزب پان ایرانیست و هیأت همراه ایشان، خطاب به فرزندان خود شادروان ادریس و مسعود بارزانی فرمودند که: من در برابر کاک پزشکپور به شما می گویم در هیچ شرایطی پیوندهای خود را با ایران قطع نکنید. درود همه ایرانی به روان تابناک ژنرال ایران پرست و مبارز، شادروان ملا مصطفی بازرانی و درود فراوان به همه یاران و رهروان پاک و سرافراز او.
پاینده ایران
برقرار باد اتحاد و یگانگی همه ی اقوام ایرانی
همچنين ببينيد: نامه تاريخي ملامصطفي بارزاني

آخرين جلسه عمومي سال 1387 در 21 اسفند با حضور سرور كريم كريم زاده از سردشت همراه بود ايشان نخست نوروز را از سوي آذري ها و كردان گرد مستقر در پايگاه قدرتمند ارس حزب پان ايرانيست در اروميه تبريك و تهنيت عرض كردند ايشان سخنان خود را با اين بيانات عرض كردند كه پان ايرانيست ها عاشقاني هستند كه هيچگاه به معشوق خود(ايران) خيانت نمي كنند و راز ماندگاري نهضت پان ايرانيسم بعد از 60 سال همين علاقه و خودباختگي در برابر سرزمين خود ايران مي باشند ايشان در ادامه ضمن بيان سابقه اي از قوم اصيل ايراني كردها از زمان تاسيس امپراطوري ماد و همچنين آموختن اداره سرزمين ها به ديگران مشكلات امروز را از تجزيه خونبار سرزمين ها و جدايي هاي مناطق ايراني و به ويژه كردنشين دانست اين تجزيه در مرور زمان تبديل به تجزيه رواني و عقيدتي شده است كه بسيار خطرناك تر از تجزيه سرزميني مي باشد.
کریم زاده با بيان اينكه كردان گرد وفاداري و رشادت خود را در 8 سال دفاع مقدس ثابت كردند افزود خطرناك ترين واژه اي كه يك كرد ممكن است با آن مواجه شود تجزيه است ايشان ادامه دادند مي خواهند تجزيه را بر ما تحميل كنند و استعمار پشت اين قضيه ايستاده است. مشكلات ما از آنجايي ناشي مي شود كه چنانچه از استقلال و تمايم ارضي كشور دفاع كنيم و از حقوق هم تباران ايراني در منطقه سخن برانيم به ما لقب شووينيست هاي عظمت طلب مي دهند و از سوي ديگر چنانچه مشكلات معيشتي و كمبود امكانات در مناطق كردنشين را مطرح كنيم به ما انگ تجزيه طلبي را مي زنند! ما كردها ميان دو آتش هستيم اگر از مملكت خود دفاع كنيم كه اين كار را هميشه خواهيم كرد گروه هايي به ما شووينيست هاي عظمت طلب مي گويند و چنانچه بابت مشكلات معيشتي و كمبود امكانات و ..به حاكميت جمهوري اسلامي اعتراضي كنيم به ما لقب تجزيه طلب مي دهند.
ايشان افزودند جواب تمام مغرضان و عوامل بيگانه را با انديشه پاسخ خواهيم گفت جالب است كه هر گروه براي خود نوع حكومت آينده خود را نيز مشخص كرده است حال اينكه پان ايرانيست ها تابع نظر اكثريت مردم ايران پيرامون حكومت آينده هستند ايشان همچنين خطاب به بيگانه پرستان افزودند كه ايران با يك سخنراني و چند سايت اينترنتي تجزيه نمي شود.
ايشان قانون اساسي جمهوري اسلامي را داراي حال و هواي تجزيه طلبانه خواندند و گفتند چرا من به عنوان يك كرد ايراني نتوانم كانديداي رياست جمهوري شوم؟ چرا يك زرتشتي كه يكي از اصيل ترين ايرانيان است نتواند به سمت هاي بالا برسد؟ مسائل بدتر از اين هم وجود دارد كه خود اين قانون دارد تجزيه طلبانه عمل مي كند ديگر چرا ديگران از تريبون هاي خارج كشور تجزيه را پيگيري كنند؟
من به عنوان يك كرد ايراني به تمام ايرانيان اطمينان مي دهم كه ايران زمين از هر ناحيه اگر با خطر مواجهه شود از طريق كردستان با اين امر روبرو نمي شود زيرا ما وارثان حقيقي ايران و از تبار آريايي هستيم و اين بزرگترين ستم است كه از يك كرد هويت و مليت ايراني را بگيرند.
ايشان در پايان افزوند ما خواهان حكومت تماما و همگي ايراني مي باشيم كه در آن همه اقوام ايراني مشاركت داشته باشند
پاينده ايران

اكنون عبدالله اوجالان چونان تجلي روان زخم خورده ولي مقاوم و سرسخت تيره بزرگ آرياي و ايراني كرد، برابر همه توطئه هاي استعمارگران جهاني و دست آموزان آنها، دست و پاي در زنجير، برپاي ايستاده است. داستان ((اوجالان)) از آغاز نبردهاي مسلحانه او (سال 1984) تاكنون در تركيه كه چونان لانه جغد شوم استعمار و پناهگاه همه توطئه هاي ضد انساني در اين منطقه از جهان مي باشد، حماسه بزرگ مقاومت، شجاعت و جوشش هم پيوندا كرد را تجسم بخشيده است. از سال 1920 ميلاديف پس از جنگ جهاني اول بدين سوي، كه بر ويرانه هاي نظام سياسي و اجتماعي خلافت عظيم عثماني، دولت تصنعي تركيه را بنيان نهادند، چونان همه سازمان هاي فريب خورده اين منطقه از جهان، داس مرگبار قتل عام ها و ارتكاب جنايت هاي ضد انساني سياست هاي استعمارگر بكار افتاد. تركيه بگونه زندان خوفناك و مرگبار براي ميليونها شيعيان علوي و بيش از ده ميليون كرد مقيم آن سامان شكل گرفت. در راس اين ساختار استعماري و ماشين هولناك قتل عام هاي انسان هاي اسير و زنجير شده در آن، مصطفي كمال فراماسونر(آتاترك) به اتفاق ديگر ياوران او قرار گرفتند. پيش از آن ميان ساله هاي 1917 و 1918 نزديك به دو ميليون ارامنه آن را سامان را قتل عام كردند. سپس در مورد ساير ساكنان آن ديار،شيعيان علوي و كردها را به زنجير اسارت در مسلخ گاهي كه از آن به عنوان حكومت تركيه گرفته تا ميان رودان(كه عراقش ناميدند) و تا سوريه و ديگر مناطق،ادامه داشت يعني: قتل عام كردها و شيعيان.....

کرد گرد شادروان استاد عبدالرحمن شرفکندی فرزند زنده یاد ملا محمد بور در سال 1300 خورشیدی در خانواده متدین در شهر مهاباد پا به عرصه وجود گذاشت و در سنین دو- سه سالگی به سبب فوت مادرش تلخی و سختی روزگار را لمس و احساس کرد ودر آغوش پر مهر پدر بزرگوارش پرورش واز 5 سالگی در محضر پدر خواندن و نوشتن وآموزش قران را فرا گرفت و با توجه به استعداد خارق العاده ورهنمود وارشاد پدر مدتی در خدمت عارف ربانی شیخ شمس الدین برهانی (خانقاه شیخ برهان)و نزد بزرگ مردان به کسب علم ودانش پرداخت .
متاسفانه در ایام شورجوانی در 17 سالگی پدرش را نیز ازدست داد و سرپرستی خانواده را بعهده گرفت و از آن هنگام لقب "هه ژار" رابرای خود انتخاب کرد و با خدای خود و خون و شرف ملی خویش پیمان بست تا قلم واندیشه و توان خود را در راه خدمت به انسانیت و مبارزه با ظلم و ستم و جهل و بی سوادی بکار بست.
ماموستا هه ژار انسانی آزادیخواه ,فردی آرمان شناس و آرمانخواه و فنا در آرمان بود.وی شاعری توانمند ,محقق و مورخی برجسته,نویسنده ای توانا و مترجمی زبردست بود.او کوشنده خستگی ناپذیر و بسیار میهن پرست و ایران خواه و ملت گرا بود.
استاد عبدالرحمان شرفکندی زیست سرفراز و نشاط زندگی را برای همه انسان ها و هم میهنان آرزو داشت .مهر وطن در دل داشت و عاشق مردم بود و با درک و بینش وسعت نظر به سبب ناملایمات زمانه بسیار دوراز میهن در کشورهای عراق و سوریه, لبنان و مصر آواره ودرهجرت بود و با محنت و فقر ودرد و رنج زندگی کرد.ولی به لحاظ علم و دانش و معرفت بسیار ثروتمند وغنی بود.
زنده یاد عبدالرحمان شرفکندی از مبارزان دیرهنگام واز یاران همدل بارزانی بزرگ بود که شادروان بارزانی به سبب شجاعت و صداقت و مقاومت و رادمردی عنایت ویژه ای به نامبرده داشته و در شرایط حساس وخطیر چون کوه استوار همپیمان همرزم بارزانی با بارزانی رهبر فقید رساخیز آزادگی بخش کردستان آنسوی مرز بدون وقفه به مبارزات ملت گرایانه ادامه دادند و بهنگام قرادداد الجزایر در سال 1354 مثلث شوم هئیت های حاکمه وقت ایران و عراق و ترکیه متفقا از پشت خنجر زهر آگین به جنبش بارزانی زدند ,مردانه در کنار بارزانی و هم همیهنان خود بعنوان متحد وفادار و یار همدل و غم خوار بارزانی و چونان گذاشته به مبارزات خود ادامه دادند .
آن دوران سخت سپری شد در جریان حوادث کردستان در سال 1357 و به هنگام مذاکرات حسن نیت در دوران دولت موقت بازرگان در کنار طرح خواسته های اعلامی با صدور قطعنامه تحت عنوان ماده 8 با حمایت گروهای عمدتا چپ و به بهانه این که "قیاده موقت"(بارزانی ها) حاصل دسترنج کردها را به باد دادند!!خواستار خروج بارزانی ها و قیاده موقت از خاک ایران شدند .یعنی هم نژادان آواره ما و هم میهن خود را از وطن خود بیرون کردند .در آن ایام ماموستا هه ژار جسورانه و شرافت مندانه با تمام وجود به دفاع از آرمان بزرگ بارزانی بزرگ و قیاده موقت به پا خاست که دفاع به حق هه ژار فراموش نشدنی است.
دریغا ماموستا هه ژار در شب اول اسفند 1369 خورشیدی در شهر کرج زندگی دنیایی را بدرود گفت و در میان غم و اندوه فراوان مردم و با حضور و شرکت هزاران کرد و دیگر اقوام ایرانی در مام میهن در زادگاهش شهر مهاباد در کنار شاعر شیرین سخن کرد زنده یاد سید محمد امین شیخ الاسلامی مکری به خاک سپرده شد.
برگرفته از نشریه حاکمیت ملت ارگان رسمی حزب پان ایرانیست

شادروان احسان نوري پاشا در كنار همسر بزرگوارش خديجه ياشار
از آن هنگام كه در اثر اعمال سياست هاي شوم استعماري و توطئه هاي مشترك دشمنان ملت بزرگ ايران به منظور در هم شكستن نيرومندي و اقتدار ايران بزرگ بخش هاي قابل توجه از سرزمين ايرانيان در فلات ايران تحت حاكميت جبر و زور و ظالمانه ترك هاي عثماني و اعراب و تزارها قرار گرفت. پس از آن در مختلف تاريخ قيام ها و جنبش هاي رهايي بخش براي در هم شكستن زنجيرهاي اسارت و بردگي در مناطق گوناگون سرزمين هاي جدا شده از مام ميهن به طور مستمر به وجود آمده و همچنان ادامه دارد......


من تیرماه 1327 درخانوادهای کُرد و کرمانشاهی متولد شدهام و همانطور که میدانید ایل زنگنه از بزرگترین ایلات کُرد است که هزاران خانوار از آنها در عراق کنونی، افغانستان و کرمانشاه، خوزستان، فسا، بوشهر، سیرجان، خواف خراسان زنجان، همدان و آذربایجان غربی زندگی میکنند و همیشه مرزداران ایران بودهاند......
كردستان آن سوي مرز
( تابستان 1347)
از راست به چپ سروران : دكتر عباس روحبخش، دكتر هوشنگ طالع،
دكتر محمدرضا عاملي تهراني،
ملامصطفي بارزاني، محمدعلي زرشكي.
مصطفي بارزاني : " هركجا كرد هست، آنجا ايران است."