تبليغاتX
بژی ایران
هرجا کرد است آنجا ایران است

 

چرا پان ايرانيست شدم  !

 

 

 

گوشم شنيد قصه ي ايمان و مست شد

كو قسم چشم؟ صورت ايمانم آرزوست

سرور حوريه رستمي

 

مي گفتند ارتش شاهنشاهي به قتل رسيده است.چند تا از فاميل هاي خيلي انقلابي ما با هيجان اين موضوع را نقد و تفسير مي كردند. اما همه ي اين شور و هيجان ها زود فرو نشست .با خواهرهايم توي كوچه سرگرم بازي هفت سنگ بوديم، كه ناباورانه سقوط هواپيما ها را ديديم.جنگ شروع شده بود.ديگر كار بازي نبود. روزهاي تهمت و سختي و ترس. جنگ شهرها. گويي اميد رخت بر بسته بود .هر روز پياده به مدرسه م رفتيم. هر روز جمله يي بر خانه يي مي ديدم و ضجه يي مي شنيديم. هر روز مي ديديم امام جماعت شهرمان سوار بر ماشين آخرين سيستم موجود به نماز مي رود.

روزي زمزمه يي شنيدم. باوري جاويدان : شاد باد. شاد باد ، شاد باشيد اي شهيدان راه ايران كه به قرن ها در دل دشت ها ، كوه ها و درياهاي ميهن به خون خود كفن پوشيده ايد و خفته ايد. نام شما و ياد شما افتخار ماست  و درس زندگي ما.

جهاني گشوده شده بود. جهاني كه مال خودم بود و براي كودكان آينده ام و همه كساني كه دوستشان داشتم و آب و خاكي كه ياد گرفته بودم عاشقش باشم.ديگر من وجود داشتم. در كنار سي سال رنج ِ عشق نوشتن فردوسي. در لحظه هاي شيرين اميد نهضت ترجمه، با برهان قاطعي كه حضور هيچ بيگانه يي را نمي تابد. من با انديشه يي وسيع از مقاومت و مبارزه آشنا شده بودم كه شايد همكلاسي هاي من از آن چيزي نمي دانستند. زماني در برابر اسكندرو اعقابش. وقتي حمله اعراب و تهاجم ددمنشانه ي مغول. اما اين فرهنگ ايرانزمين است كه در اوج است. كتاب مي نويسد. ترجمه مي كند. فيلسوف ِ طبيبش شهر به شهر مي گريزد تا مجبور به انكار فلسفه اش نباشد. منصور حلاجش پاي كوبان و دست افشان به خاطر عشق شهيد مي شود.هر دم سرداري برخاسته ،بني عباس را مضطرب و نگران مي سازد.

در تجزيه وحشتناك پاره تن وطن اين بار نام پان ايرانيست ولوله مي كند.فرياد بر مي دارد تا به امروز پي در پي دست استعمار را در جدايي بحرين از مام ميهن محكوم ميكند.

امروز نيز در برابر فرمان تاريخ ، منقاد نداي خاك و خون برابر هر نوع توطيه يي شوم تا پاي جان ايستاده است .

اينك از همه كساني كه از من مي پرسند چراپان ايرانيست شدم ؟ مي پرسم چرا پان ايرانيست نباشم.

 

كرمانشاهان. شامگاه 10/9/ 1384 خورشيدي

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان کرد  | 

paniranist

میتینگ حزب پان ایرانیست در نقده

دوستان زیادی از طریق پیام های خصوصی خواهان داشتن این فرتور بودند همچنین در آینده تصاویر بیشتری از کردهای پان ایرانیست در وبلاگ قرار می گیرد در ضمن با پوزش از دوستان گرامی که در نظرات خصوصی و عمومی سوالاتی را پرسیده بودند و ما موفق به پاسخگویی نشدیم سعی می کنیم سریعا و در حد توان سوالات شما عزیزان را پاسخ گوییم. دوستان می تواندد با ایمیل bjiiran@gmail.com نیز که به تازگی راه اندازی شده است ارتباط برقرار کنند.

پاینده ایران

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان کرد  | 

سرور زنگنه دبیر کل حزب پان ایرانیست در یکی از جلسات هفتگی پان ایرانیست ها در تهران

نگارننده (دكتر سرور زنگنه) كه خود از وابستگان يكی از ريشه‌دارترين و بزرگ‌ترين و خوشنام‌ترين خاندان‌های كرد حکومتگر (زنگنه) در بخشی از كردستان (كرمانشاهان) می‌باشد، در اين نوشتار با شرح مختصری از تاريخ كردستان و جنبش‌های كردی به بررسی جايگاه و عملكرد جمهوری كردستان به رهبری زنده‌ياد قاضی محمد می‌پردازد.

 

به نام خداوند جان و خرد

پاينده ايران

برگ‌هايی از تاريخ ...

جمهوری كردستان ، ايران‌خواه يا تجزيه‌طلب؟

دكتر سهراب اعظم‌زنگنه(دبیر کل حزب پان ایرانیست) ـ دی‌ ۱۳۸۳ خورشیدی

شادروان مصطفی بارزانی: هر كجا كرد است آنجا ايران است.

از سخنان شادروان دكتر عبدالرحمن قاسملو كه بارها توسط استاد عبدالله حسن‌زاده تكرار شده است: ما هيچ كسی را از خودمان ايرانی‌تر نمی‌دانيم.

اينك كه دو حزب نيرومند و ايران‌خواه پان‌ايرانيست و دمكرات كردستان ايران در مسير مبارزه حق‌طلبانه، رهايی‌بخش و عظمت‌خواه ملت ايران به كوششی هماهنگ برخاسته‌اند و اقدام بزرگ و استراتژيك آنها چون خاری به چشمان حسودان منحرف و نيروهای ضد ملی و تفرقه اندازان مبارزات قوم كرد و بيگانه پرست فرو رفته و نمی‌توانند اتحاد و يگانگی همه اقوام جامعه بزرگ ايرانی را تحمل نمايند، بر آن شدم كه هم‌ميهنانم را در حد توان با تاريخ مختصر قوم كرد و خواست‌های تاريخی آنها و كوشش‌ها و دلبستگی‌هايشان به يگانگی اقوام ايرانی در عين حق‌خواهی‌های ويژه قومی آشنا نمايم، بديهی است كه ذكر حوادث و نظريات آورده شده در زير صرفاً برای روشنگری است تا همگان بدانند كه اولاً قوم بزرگ كرد و ثانياً همه اقوام ايرانی در درازای تاريخ عليرغم شيوه‌های گوناگون بيانی و علمی و اشتباهات احتمالی هرگز قدمی در مسير تجزيه‌طلبی برنداشته‌اند و خواستی جز ايجاد ايرانی آباد، آزاد و دمكرات ندارند......


برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلید کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان کرد  | 

سرور ابوالفضل عابدینی در روز بنیاد مکتب پان ایرانیسم در اهواز

هيچگاه فرزاد را نديدم و از روند پرونده ي قضايي ايشان نيزاطلاعي ندارم و شايد هم به لحاظ فکري با هم اختلافاتي را داشته باشيم . ولي به خوبي مي دانم که فرزاد يک جوان است و دستش به خون کسي آغوشته نگشته است و حکمي را که دستگاه قضايي براي وي صادر کرده بدور از انصاف مي دانم .
به دليل اينکه خود نيز طعم بازداشت و زندان را چشيده ، مي دانم اکنون فرزاد چه حالي دارد وباز مي دانم اکنون بهار براي خانواده فرزاد رنگي ندارد . کمترين تلاشي راکه به عنوان يک ايراني و هم وطن فرزاد کمانگر مي توانستم براي نجات وي انجام دهم، اين بود که اين نامه را بنويسم و از مقامات قضايي نظام بخواهم در صدور راي اعدام فرزاد بازنگري کنند .
همگي مي دانيم که سال گذشته در همين روزها بود که چند ملوان انگليسي به اتهام تجاوز به مرزهاي آبي ما در خليج فارس بازداشت و به قول رييس جمهور جمهوري اسلامي با رافت اسلامي آنان بدون محاکمه آزاد شدند.کوچکترين خواسته اي که من به عنوان يک خبرنگارو يک جوان ايراني از مسئولين جمهوري اسلامي دارم اين است که عادلانه و منصفانه به محاکمه بپردازند. وآيا اين رافتي که باعث ازادي چند ملوان متجاوز گشت نمي تواند شامل حال جوانان هموطن خودمان گردد؟
عدنان حسن پور ، هيوا بوتيمار، يعقوب مهرنهاد ، دانشجويان ، خبرنگاران ، فعالان جنبش زنان و کارگري ، همه ي کساني که هم اکنون در زندان ويا آنان که تحت فشار هاي قضايي و امنيتي هستند مي توانند آزاد باشند اگر جامعه اي آزاد و معتقد به آرمانهاي ملي وميثاق هاي بين المللي داشته باشيم.

از همه ي سازمانها و گروههاي مدافع حقوق بشري مي خواهم که نسبت به رايزني براي آزادي همه ي کساني که به جرم داشتن و ابراز انديشه شان در زندان بسر مي برند تلاش و کوششهاي بيشتري به خرج دهند
.

به اميد آزادي همه زندانيان سياسي سراسر گيتي

پاينده ايران
ابوالفضل عابديني نصر
روزنامه نگار مستقل و فعال حقوق بشر
رامهرمز 9/1/1387 خورشيدي

منبع: کمپین آزادی فرزاد کمانگر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان کرد  | 

 

سرآغاز

ای آفريدگار پاک تو را پرستش می کنم و از تو ياری می جويم برای پايداری و سر افرازی ميهن پر افتخار خود . برای پايداری سرزمينی که نخستين جايگاه شناسايی تو و گهواره زندگی مردمان برگزيده توست . برای سرافرازی و پيروزی ملت بزرگوارم که هميشه وفادار به تو و راه راستی بوده است .

نيايش می کنم تو را .ترا ای نگهدار مرز و بوم ايران کهن . پايدار ساز سرزمين نياکان مرا . سرزمينی که نور دانش و بينش بر دنيای تاريک و سیاه پاشيد . سرزمينی که خانه ی نياکان . خويشان . و دوستان من است آنها که راه راستی و سروری برگزيدند . راهی که راه تو و سروری یی که از آن پویندگان راه توست

تا دنیا بپاست . تا زمین می گردد تا خورشید می فروزد تا ستاره ها بر سینه آسمان می درخشند میهن بزرگ مرا پیروز و کامیاب کن مرزهای میهن مرا از گزند نیروهای اهریمنی دور بدار از بلندای مرز و بوم قفقاز تا دورافتاده ترین کرانه های بحرین . از دامان آمو دریا تا کناره های دجله خروشان و کف آلود .

پرودگارا . پاینده دار این سرزمین پاک نیاکان را .

سوگند به تو خدای بزرگ ایران . من نیز راه تو می پویم . راه دوستان وفادار ترا . تا خون در بدن دارم . تا قلب در سینه می تپد . برای پایداری و سرافرازی مرز و بوم تو و پیروزی راه راست تو ای آفرینده ی بزرگ می کوشم . ميهن پر افتخار من گهواره ی فرهنگ ابدی توست . برای بزرگی و استواری اين سرزمين می کوشم تا جهان تيره و خاموش نگردد .

يکتا کردگار توانا

می دانم فرمان تو خواست جاويد ملت من است . می دانم اگر ايران نباشد نامی از تو و آيين پيروزمند تو نخواهد بود . پس من که يکی از مردمان اين سرزمين می باشم . من که پرورده ی اين خاک با فر و شکوه هستم از راه تو که راه بزرگی و پايداری ملت من است هيچگاه روی نمی تابم.

پروردگارا اين است همیشه خواست من:

ايران سرفراز در جهان *** جهان به ايران سرافراز

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان کرد  |