|
هرجا کرد است آنجا ایران است
|

شادروان احسان نوري پاشا در كنار همسر بزرگوارش خديجه ياشار
از آن هنگام كه در اثر اعمال سياست هاي شوم استعماري و توطئه هاي مشترك دشمنان ملت بزرگ ايران به منظور در هم شكستن نيرومندي و اقتدار ايران بزرگ بخش هاي قابل توجه از سرزمين ايرانيان در فلات ايران تحت حاكميت جبر و زور و ظالمانه ترك هاي عثماني و اعراب و تزارها قرار گرفت. پس از آن در مختلف تاريخ قيام ها و جنبش هاي رهايي بخش براي در هم شكستن زنجيرهاي اسارت و بردگي در مناطق گوناگون سرزمين هاي جدا شده از مام ميهن به طور مستمر به وجود آمده و همچنان ادامه دارد.
يكي از بزرگ مردان تاريخ معاصر شادروان سرلشكر احسان نوري پاشا مي باشد كه به مانند هزاران كرد ميهن پرست و آرمان خواه عليه ظلم و ستم به پا خاسته و با رشادت و پايمردي از مليت ايران و حقوق ملي و تاريخي همنژادان خود دفاع كرده است. زنده ياد ژنرال احسان نوري پاشا از دودمان آلي كولي(علي قلي) و از عشاير جبري در سال 1273 شمسي در محله آلي گولي در شهر قديمي و تاريخي كردان كرد بدليس(بتليس) متولد شده و پس از سپري كردن تحصيلات دوره متوسطه در سال 1289 خورشيدي در دانشكده نظامي استانبول با درجه ستوان دومي با موفقيت دانشكده را به پايان رسانيد. وي افسري انقلابي و مبارز بود كه در سازمان ها و انجمن ها و تشكيلاتي به نام جمعيت پيشرفت كردستان فعاليت موثري داشته و در راه گسترش آرمان كوشنده فنا در آرمان بودند. در سال 1299 خورشيدي رئيس ستاد ارتش تركيه از وي مي خواهد كه استانبول را ترك كند و نامبرده اجازه مي خواهد به زادگاهش بدليس برود ولي عوامل و مزدوران ضد كرد و حكومت لائيك و ضد نژاد آريايي پان تركيست تركيه خبر مي دهند كه احسان درنظر دارد به كردستان برگردد و در آن سرزمين انقلاب كند و دولت مستقل كرد را تشكيل دهد. احسان نوري پاشا از دسيسه و توطئه تركها اگاه مي شود و به ناچار به مركز گرجستان رفته و از آن جا راهي ديار بكر مي شوند و به ياران و همرزمان خود مي پيوندد و نبرد و قيام ملي را هدايت مي كند ولي در رسيدن به اهداف عالي ملي با مشكلاتي مواجه مي گردند و تني چند از يارانش دستگير و يا راهي مناطق ديگر مي شوند و دولت تركيه عليرغم پيمان نامه 1924 (1303 شمسي) همچنان سياست خشن و تزوير را در پيش گرفته به ويژه آن كه در سال 1304 خورشيدي انقلاب رهايي بخش شهيد راه آزادي شيخ سعيد پيران با شكست مواجه مي شود و آن قهرمان بزرگ ملي زنده ياد شيخ سعيد پيران به همراه بيش از پنجاه و چندتن از ياران هم رزمش اسير و به طرز فجيعي به دار آويخته شدند. احسان نوري پاشا با درك رسالت تاريخي و احساس مسئوليت دريافت و به اين نتيجه رسيد كه براي احقاق حقوق حقه كردها جز جنگ و مبارزه راه ديگري وجود ندارد. لذا دوباره به پا خاست و قيام و خيزش ملي آرارات (راه ريني ناگري - آتش سوزان) رهبري و براي سازماندهي و متشكل نمودن نيروها با موافقت رهبران سايز احزاب و گروه ها حزب پان ايرانيست كردي (حزب خويبوون - برادر بودن. با هم و يكي بودن) براي پاسداري از تهديدات ترك و سامي و جلب حمايت كردان با تكيه بر احساسات آنها بنيان نهاد و در جنگ سال هاي 1305 تا 1308 خورشيدي(1927-1930) فرماندهي ارتش كردستان را در نبرد با تركان برعهده داشت.
با كمال تاسف عليرغم رشادت و دليري احسان نوري پاشا و ياران همرزمش به جهت اين كه در سال 1308 خورشيدي دولت ضد كرد و نژادپرست تركيه قشوني مركب از يكصد هزار نفر سوار و پياده نظام مجهز به وسائل نظامي پيشرفته آن دوره (تانك و توپ و هواپيما و ارابه هاي جنگي) به منطقه ناگري داغ(آتش سوزان) گسيل داشت و ضمن حمله هاي بي امان به مواضع كردها كه گفتني ها حاكي از اين است كه روسيه نيز در نبرد با كردها به ياري تركها شتافتند و در يورش ناجوانمردانه ارتش تركيه را هدايت و در سركوب انقلاب آرارات (جنبش ملي ايران پرست كرد) در تركيه با تركها همكاري و همگامي نمدند. پس از درهم شكستن قيام و حماسه خونين (آتش سوزان) ارتش تركيه به نشان پيروزي بر قله آرارات (ناگري داغ) گوري مس ازد و سنگ قبري درست مي كند و بر روي آن مي نويسد (مخيله كوردستان بوردا مدفون دو) يعني روياي كوردستان تخيلي در اينجا مدفون است و روزنامه مليت عكس و قبر و سنگ مصنوعي را در سطح وسيع منتشر نموده. به دنبال سقوط آرارات در سال 1930 ميلادي(1308 يا نيمه اول 1309 خورشيدي) احسان نوري پاشا به همراه تني چند از ياران باوفايش به عشق و مهر به ايران به مام ميهن ايران زمين هجرت يا به قولي به ايران پناهنده شدند و تا سال 1320 خورشيدي در ايران به سختي ايام گذراندند و مدت سه چهار سال در ايران به همراه خانواده اش زنداني بودند. شنيدني ها حاكي از آن است هنگامي كه رضاشاه به صورت سرزده به زنداني كه كه سرلشكر احسان نوري پاشا در ان زنداني بوده سر مي زند. همه زنداني ها به استقبالش شتافتند ولي احسا نوري پاشا از جا تكان نمي خورد و به رضاشاه بي اعتنا مي شود. رضاشاه به او مي گويد چرا به پيشواز من نيامديد و از جا بلند نشدي و به عبارت ديگر چرا به من بي احترامي مي كنيد؟ سردار دليركرد در پاسخ مي گويد من نيز چون تو افسرم و آنچنان كه پيداست حق پناهندگي به من داده ايد و مدت سه سال است خود و خانواده ام در زندان به سر مي بريم. رضاشاه مي فهمد كه وي احسان نوري پاشا است.
دستور مي دهد وسايلش را جمع كنند و خواسته هايش را برآورده نمايند. به دنبال نافرجام ماندن جنبش آرارات دولت تركيه به اصطلاح براي پايان بخشيدن به جنبش هاي ملي در سال 1932(1310 شمسي) قوايني ضد حقوق بشر و ضد كرد تحت عنوان منطق ممنوعه (منظور مناطق كردنشين) را به تصويب مي رساند كه به موجب آن قانون ظالمانه از آن تاريخ كرداني كه در تركيه زندگي مي كردند "ترك كوه" و "ترك وحشي" اسم گذاري نمودند. در سال 1321 شمسي احسان نوري پاشا به همراه چندتن از يارانش به منظور اعتراض به محدوديت هاي اعمال شده به مقامات كشوري ايران در تهران مراجعه نموده در نتيجه با توجه به جلسه تيرماه 1321 خورشيدي بعضي از محدوديت ها از او و خانواده و يارانش برداشته مي شود. زنده ياد احسا نوري پاشا مدت 46 سال با غم و حسرت در تهران زندگي كرد و در اين ايام همسر باوفايش خديجه ياشار تا واپسين دم از وي پرستاري و يار غم خوار شوهرش بوده. احسانو نوري پاشا مورد احترام و توجه كردها و ايران پرستان بوده و شادروان ملامصطفي بارزاني (بارزاني بزرگ) علاقه و عنايت ويژه اي به وي داشته و شنيده ها حاكي از آن است كه پس از قرارداد الجزاير در سال 1354 شمسي بارزاني بزرگ با وي ملاقات و تماس هايي داشته سرانجام در نيمه دوم اسفند 1354 شمسي به صورت مشكوك در حالي كه در پيادو رو بوده موتورسيكلتي با وي برخورد و پس از هفده روزي بستري شدن در بيمارستان در تاريخ 1355/1/5 شمسي شادروان احسان نوري پاشا فرزند نوري اين سردار بزرگ ميهن وفات نمود و نحوه برخورد فيزيكي و تصادف با موتورسيكلت به نظر حالت تصنعي داشته و هنوز هم موضوع در هاله اي از ابهام قرار دارد و هرگز به صورت جدي حقيقت يابي نشده و پيكر اين مرد توانمند و بزرگ در گورستان بهشت زهراي تهران قطعه 9 رديف 58 شماره 12 در دل خاك وطن مقدسش ايران (تهران) به خاك سپرده شد و همسر بزرگوارش خديجه ياشار پس از ده سال از وفات آن بزرگوار به رحمت ايزدي پيوست
روزگاري احسان نوري پاشا لرزه ترس بر چكمه پوشان ونيزه داران تركيه انداخته بود كه بجاست نام و يادش را گرامي بداريم. زنده ياد احسان نوري پاشا داراي تاليفاتي مي باشد از جمله ((جنبش ملي كرد در تركيه)) _ ((انقلاب آتشين)) و ((زندگاني ام)) كه به زبان كوردي نوشته شده و درباره تاريخ نچاد كرد به زبان فارسي در سال 1955 (1334 خورشيدي) كه در چاپخانه سپهر به چاپ رسيده وي دراي اشعاري مهين پرستانه با سوز و گداز است و در سال 1959 تا 1961 (1330-1332 شمسي) هفته نامه اي به نام كوردستان را منتشر نمود ولي با توجه به عظمت انديشه هاي آن مرد بزرگ و عليرغم اينكه زنده ياد استاد محمد جميل بندي روژبياني زندگي نامه وي را منتشر كرده است. بدينوسيله از محققين و نويسندگان و مورخين تقاضا مي شود در صورت دسترسي به آثار و مبارزات آن دلير مرد با يك حركت توجيحي اگاهي بخش نسبت به انتشار كوشش ها و مبارزات وي براي ثبت در تاريخ اقدام نمايند. در اين راستا جا دارد از نويسندگان و محققين آقايان محمد رئوف توكلي و كاوه بيات و ديگران سپاسگذاري نمايم و ياد و خاطره آن ابرمرد ايراني نژاد را هرگز فراموش نكنيم

ياد و مبارزان قهرمان جاويد سرلشكر احسان نوري پاشا گرامي و گرامي تر باد
پاينده ايران
سردشت:كريم كريم زاده
1384/12/25 خورشيدي